تبليغاتX
چون آهــوی گمگشته به هـــر گوشه دوانم

چون آهــوی گمگشته به هـــر گوشه دوانم
دلـــکم....!!!! آرام بگیـــر .... خــــدا با همه عظمت و مهربانیش با تــــوست

در

حسرت

اردی بهشـــــت

شدنم

هنوز

+ دوشنبه 1391/02/258:28 .....
این توانستن هایه ِ

تـه دلـــم

کارم را میسازد

حتی زندگیم را !

باور کن

این ـ و این *

 

 

 

من عاشقانه دوستش دارم  آن خودی که هیچکس نمیشناسدش

+ یکشنبه 1391/02/2411:47 .....
از دید من خریته که آدم واسه نیاز جنسیش فقط  ازدواج کنه
+ پنجشنبه 1391/02/218:43 ..... |
من همیشه رو راستم با خودم

ولی نمیدونم چرا اصرار دارم بگم من همون آدم قبلیم و تغییری نکردم

این آدم جدید زیاد هم بد نیست من دوستش دارم

فقط خط قرمزاش مشخص نیست

و باید و نبایداشم اینگار جاش عوض شده با هم

و...

بماند

در هر صورت من هنوز زیاد به رسمیت نمیشناسمش

فکر کنم همین کفایت کنه واسه تغییر یه سری نگرشاش

+ چهارشنبه 1391/02/209:55 .....
میگن با یه دست چند تا هندونه برندارو اینا ،خب

ما اومدیمو با دودستمون چند تا هندونه بر داشتیم

بعد دیدیم سیب و پرتقالشم خوبه، از موزم که نمیشه گذشت

اینجور شد که دودستی همشو برداشتیم

که نتیجش شد همون یه دست و چند تا هندونه

الان همه اینا پخش زمینه + یه من ِ خسته

حالا اینکه از همه جا مونده و رونده و درمونده شدیم بماند

فقط اینکه من که از رو نمیرم، کلان هم عادت ندارم به روی خودم بیارم

گفتیم تا همه با هم پخش زمینیم یه دلی از عزا در بیاریم

حالا اینکه اخر ترمه و من هنوز جزوه یه درسمم ندارم !

و تازه پروژه ترم قبلشم تحویل ندادم هیچ..!

یه استاد عزیز فرموندن که شاید حذفمون کنن چون هنوز جمال مارو زیارت نکردن... این یه نموره رو اعصابم رفته

 

 

 

شدیدا نیاز دارم به یه برنامه فشرده ضربتی و البته به یه انرژی قلمبه زیاد + یه عالمه آرامش خیال

میدونم خوب تموم میشه این ترم حتی ،ولی کارم و خیلی چیزایه دیگه هنوز رو هواس :(

یه مرحمت بفرمایید و از ته دل بفرستید اون صلوات قشنگه رو

+ چهارشنبه 1391/02/209:43 .....

با اون استاده کلاس دارم این ترمم و هنوز هیشتا از کلاساشو نرفتم ، دیروز دیدمش یه نفس گرفتم و چشمامو دوختم به زمین و بهش گفتم استاد من یه کلاس غیر درسی میرم که تداخل داره با این کلاس نمی تونم بیام برم حذف کنم؟  گفت نه فقط جزوه رو تهیه کن و اخر ترم خوب امتحان بده . امیدوارم اینقدر منگول نباشه و فهمیده باشه راسی نگاهاش یه جوری بود ولی من عادی بودم و بی تفاوت

+ سه شنبه 1391/02/129:57 .....

اي لحظه ي آرامــش و تصميـم

حس مي كنم بسيار نــزديكي

من با تو مي مونم تموم عـــمر

مــــن بـر نــــمي گردم به تاريكي

 

 

 

 

 ♥ اللهم صل علی محمد و آل محمد ♥

+ یکشنبه 1391/02/038:40 .....
ما دخترا

خیالباف های قهار ِ ساده ایی هستیم

که در ارتباط با جنس مخالف این خیلی بده ،نه ، خیلی خیلی زیاد بدهِ

ولی در ارتباط با دنیایه خودمون یه مزیته بزرگه ، یه دنیایه شادِ یه ویژگی خیلی خاصه

 

 

 

اگه خانواده و ملت دخالت نکنن، من و خودم باهم خوشیم و میتونیم زوج خوشبختی باشیم

+ شنبه 1391/02/028:35 .....
یه چیز با حال

همه ملت جوون تو برنامشونه سال۹۱ عروس شن یا دوماد

با حالیش اینه همه هم میان به من میگن

حالا نمیدونم این اعلام برنامه فرخندشون به من ،درچه راستاییه

اجازه از منه؟

التماس دعا ؟

یا فکر میکنن من سد راه عروس یا دوماد شدنشونم ؟!

یا می خوان منو مشتاق کنن در جهت عروس شدن ؟!

یا  حس حسادت منو برانگیزن؟!

یا منو خوشحال کنن؟!

یا منو ناراحت کنن؟!

یا..

 

 

 

 

ــ گوگوری میگه دیروز همسایمون برامون عطر مشهد سوغات آورده...بعد ریختمش توی کوولر :دی
حال و هوای امامزاده گرفته خونمون...
اصلا یه فضای معنوی شده هاااااا
خلاصه گفتم که بگم نائب الزیاره همتون هستم ... (میگم شاید ملت اینجور رو منم حساب میکنن ، کچل کردید منو خب منم واسه مزدوجی همه جونا دعا میکنم دست از سر من بردارید دیگه
)

ـ ولی جدا از شوخی یه طرح گروهیه ،هر شب قبل خواب سه تا صلوات واسه مزدوجی مجردا و خوشبختی جوونا . ملت مجرد یه جورایی به من اعلام کردن صبرشون تا اخر سال ۹۱ ها  ، دیگه خود دانید . اجرتون با خدا

+ چهارشنبه 1391/01/3013:51 ..... |
وقتی یه چیزایی رو از کفِ ترازویِ زندگیت بر میدارن

تعادلش بهم میخوره دیگه

انوقت باید بگردی یه چیزایی رو بزاری جاش

شاید ارزشن در اون حد نباشه ولی باید کفه ترازوت عینه قبل بشه

که تعادله بر قرار بشه

که تو هم برقرار باشی

و وقتی بر قرار شدی دیگه نباید هی مرور کنی

که چقدر هر چیزی رو گذاشتی تو این کف ترازوی زندگیت و هی وزن کردی

و هی پشیمون شدی

و باز...

وقتی قرار گرفتی باید نگات به روبروت باشه و تا میتونی زندگی کنی

حتی جبران اون چند روزی که زندگی نکردی

 

 

 

زمان میبره که آدم راهِ رو پیدا کنه

دلناگرون نباشید من خــوبم 

+ دوشنبه 1391/01/289:13 .....
هر تعداد

از آدم های دورو برم که کم میشوند

به آدم های درونم اضافه میشوند

فقط برعکس آدم های دورو برم

خیلی پروو ، عقده ایی و بسیار بی حیا هستن

این مثلا آدم های جدید درونم

+ یکشنبه 1391/01/2712:33 .....
 

به جهنـــم

+ جمعه 1391/01/2517:23 .....

زنگ زدم به اجی که واسه نی نیت  اسباب بازی خریدم که شروع کرده به گفتن که فلانی و فلانی بود تو عید اومدن خونمون دنبال عروس بودن واسه .. بعد رفتن خونه فلانی دخترشون اینقدر تحویلشون گرفته و بعد تو ...می گم اون دختره لَــنگه شوهر بوده بعدشم من عینه همیشه بودم قرار نیست چون پسر دارن تا کمر خم بشم که...والا

شاید لج کردم با خودم ،خدا ،هرکی اصلا

وقته جنبه ندارن و هرکی از در میاد تو از دید خانواده خوبه و وقتی من میگم نه اوار میشن سرم و تا یه ماه دعوا داریم ، گور بابایه خواستگار و عروس شدن من غلط کنم بخوام عروس بشم تازشم بیشترشون خواستگار بازیه ، مگه اعصابمو از سر راه اوردم تو این شلوغ پلوغیه درو برم بااین همه کارو بار مونده این چرت و پرت بازیا هم دوباره راه بیافته

+ پنجشنبه 1391/01/249:42 ..... |

دارم مثلا بیشتر تلاش میکنم ، کار بعدش دانشگاه بعدشم بیمه، نه شب میرسم خونه ، تو درسایه این ترمم موندم ارشد که دیگه هیچی .حس میکنم پیشرفتم کم شده ، کم و اروم اینقدر که خستم میکنه اینقدر که به درد الانم نمیخوره و منی که اینقدر عجله دارم این روزا، دیگه نمیخوام دیر بشه...

+ پنجشنبه 1391/01/249:5 ..... |
نشونه گیری و برنامه ما که حرف نداره

اینکه نمیخوره به هدف قضیه داره

"چون کلانش ما سنگه رو نشونه رفتیم"

نتیــجه اینو نشون میده خب

+ چهارشنبه 1391/01/2312:0 ..... |

شکولاتایه ژله ایی که هر کدومش یه رنگه وقتی می زاری تو دهنت مزه مزه می کنی و تا تموم میشه بعدی ومزه قبلی یادت میره ، ولی این سبزا خوشمزه تره البته این بنفشه هم بد نیستا و این رنگو وارنگه و زرده هم پسندمه، در کل با حالن ، در هر صورت چون زیاد شیرین نیستن ازشون خوشم میاد ، همچین که تمرکز می کنم رو طعم اینا ذهنم یه جورایی ازاد تر میشه مخصوصا از گندایی که این چند روز زدم و زدن ، دیگه درست کردن رابطه ها واسم سخت شده و غیر ممکن و دلخوریا یادم می مونه ،خب هر جوری فکر میکنم نمیشه که یهو بیام اجی رو بغل کنم بگم ببخش و می بخشمت بابت همه چرت و پرتایی که گفتی و گفتم ... نمیشه باور کن و حتی به مامانی.. شاید همینجور بهتره وقتی دور باشیم از هم توقعاتمون کمتر میشه و کمتر دخالت می کنیم تو کار هم و منم ریز خیلی چیزا رو نمی گم بهشون و این دردسرا رو کمتر می کنه البته امیدوارم و اینکه من چقدر تغییر کردما ، دیگه مطمئن شدم سبزا از همشون خوشمزه تره همچین یه حس ارامش و تازگی خاصی رو به آدم میده .

+ شنبه 1391/01/1212:1 ..... |

...چقدر خوب ِ که بدانیم رفتار ما و لذت های ما چه بصری و چه لمسی باعث می شود بدن در کنترل هیجانات و استرس های  روزهای بعد ذخیره های مفیدی اندوخته کند ....و باعث ترشح بیشتر ماده های موثر مغز در آرامشمان شود ....

 

 

 

ادامه متن بالا و تحقیقات پروفسور سمیعی را در پــــروانه های احســــاس بخونید

هر عید تو را غرق صفا می خواهم ، هر روز تورا کامروا می خواهم  از بهرتو و هر که تورا دارد دوست ، آرامش خــاطر از خـــدا می خواهم

+ دوشنبه 1391/01/0710:57 ..... |
خب من کلا عقب گرد کردم

از کی ِ شو یادم نیست

یعنی شاید یه سالی شده باشه حالا کمتر، بیشتر

مهمه زمانش؟!!

نه.

مهم تر اینه که فعلا قصدو برنامه ایی واسه برگشت ندارم!

 

 

 

خوبه آدم حداقل با خودش رو راست باشه ، می فهمه کجایه کاره ، حالا حتی اون ته تها ، اونجایی که فقط سیاهیه اینقدر که هیچی معلوم نیست حتی خود سیاهش

+ جمعه 1391/01/049:46 ..... |
من نمیخوام باور کنم زندگی یعنی این

هر چند از همه طرف داره زورشو میزنه که به گند بکشه واسم

و یکی یکی داره یارامو کم میکنه

حقیقتانش که تنهام

ولی مثلا یکی دوتا دلخوشی داشتم

من سخت نمیگیرم

اونان که دارن از همه طرف بهم سخت میگیرن

انگار که هیچ حقی ندارم

گاهی باورم میشه که ندارم

+ چهارشنبه 1391/01/0211:59 ..... |
نوزاد در رحم  مادرش در بهار بیشتر از بقیه فصول رشد میکند حتی!

زنده شدنت ،شدنم

شکوفه زدنت ، زدنم

بهاری شدنت ، شدنم

را به نظاره نشسته ام ای دوست، ای من

عکس

 

 

برایت یک بغل مریم ، که مست از می شوی هر دم / برایت قدرت آرش، که دشمن را زنی آتش / برایت سفر ای ساده ، حلال و پاک و آماده / برایت یک غزل احساس ، دوبیتی های عطر یاس / برایت هر چه خوبی هست ، صمیمانه دعا گویم.

سالی پر از توام و سرشار از آکنده برایتان مملوء از لبریزم

سال خوبی پیش رو داشته باشید انشالله

+ یکشنبه 1390/12/2810:6 ..... |

استاد کولاکیه هم علمی هم اخر شخصیته این استاد مرتضوی ، البته از شروع ترم این جلسه اولم بود و خیلی خیلی زیاد پشیمون شدم چرا الکی سه جلسه رو از دست دادم ، امروزم سر کلاسش اینقدر ذوق کرده بودم که هیچ جوره حواسم جمع درس نمیشد ،خدارو شکر این ترم استادایه خوبی داریم ، کلی انرژی میگیرم و تصمیم جدی تر میشه واسه  ارشد

+ چهارشنبه 1390/12/1719:21 ..... |

نه تو می مانی و نه اندوه

و نه هیچیک از مردم این آبادی...

*به حباب نگران لب یک رود قسم،*

و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،

غصه هم می گذرد،

آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند...

لحظه ها عریانند.

به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هــــرگز...


سهراب سپهري
 
 
 
 
به قول بی بی گل جونم عکس این نی نی خوشمله کلی ادمو شنگول منگول میکنه
 
+ سه شنبه 1390/12/169:18 ..... |
 من هنوز

گاهی حس میکنم

 می توانم پرواز کنم

+ پنجشنبه 1390/12/1122:35 ..... |

یکی از این منایه درونم هست خب ،عینه این گچ کارا و بناها یه ماله دستشه، همینجوری راه افتاده دورنه من هر جا که نیاز داره به درست کردن و ترمیم درست میکنه ، یعنی اونجور نیس که من بخواما یا من بهش دستور بدما، کلا چیز عجیبیه اخلاق جالبی داره سرش به کار خودشه کلانم خسته نمیشه تازه ارتباط جالبی رو هم بر قرار میکنه یه حس اعتماد یه حسه اینکه تو بهتر از اینا هستی و میشی یا من بهت امیدوارمو اینجیزا رو القا می کنه به اون رفتاره یا اخلاقه یا هر چیزی که داره درسترش میکنه ، یه جوریه این منـ ِ درونم که پاگیرم کرده ، درگیر مرامش شدم اساسی

+ دوشنبه 1390/11/2413:14 ..... |
بعضی حرفا خیلی تلخه

زیادی سنگین و سرده

اینقدر که خستگیا و نا امیدی ها رو واست مرور میکنه

 

 

از معایب محیط کوچیکه دیگه ، همه به خودشون اجازه میدن تو کار هم حتی تو زندگی هم دخالت کنن ، فقط من از یه آدم مثلا تحصیل کرده انتظار چنین رفتاری رو نداشتم ، خیلی بده وقتی میتونیم برای هم امید باشیم بشیم سوهان روح ،الان می فهمم چقدر درست حرف زدن مهمه و چطور حرف زدن

سعی کردم وقتی حالم خوش نیست اپ نکنم و از حسایه بدم ننویسم اینجا ولی هرچی به اینورو انور گفتم حالم بهتر نشد ،ولی تا اینجا مینویسم  یه جورایی تموم میشه

+ دوشنبه 1390/11/2410:29 .....
تا حالا دقت کردید

اینکه علاوه بر حرف زدن یه زبون دیگه حرف زدن هست

که منظور طرفو میتونید از طرز سلام کردنشو اینا بفهمید

طرز نگاها مخصوصا

امروز اینجا پر بود از این حرفایه نگفته این مدلی

بسی جالبناک بود واسم

حس خوبی بود

+ چهارشنبه 1390/11/1914:48 ..... |
حس خوشایندیه ۲۶ سالگی

۳۰ دی تفلدم بود ممنون از دوسیا که تبریک گفتن

اون دسته از دوست جونیا هم که یادشون رفته بدوووان با تاخیر تبریک بگن

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

شکرت مهربون خدای من بابت آرامش این روزام ، بابت هدف و برنامه این روزام ، مرسییییی که هستی باهام هرچند من خیلی وقتا قالط میزارم

اصولا اون چیزایی که انتظارشو نداریم خاطر انگیز میشه مثلا کادویه تولدی که سارا جون داد بهم و کلی تعجبیدم و خوشحالیدم ، ممنونم دوسجون

راسی به خاطر ایام دهه فجر و تخفیفاتش سرمون شلوغه ، بعدا میام میخونمتون دوسججججججونیا

+ سه شنبه 1390/11/1817:21 ..... |
لپ ماجرا اینه

یهو استاده گیر داده به ما که من تورو دوست دارم و این چرتو پرتا

ما هم دیدیم سریش شده گفتیم اگه راس میگی سوالایه امتحانو بده

اونم داد اولش که باورمون نشد ، اجی اینا هم گفتن گولت زده باور نکن

ولی من گفتم از هیجانش خوشم میاد و فقط اون سوالا رو خوندم

اقا یک ساعت مونده به امتحان، ترس افتاد تو جونم به چکنم چکنم افتادم کلا هر چیم خونده بودم از یادم رفت

سرجلسه که نگام افتاد به استاد لک لک شروع کردم به لرزیدن بعدم قلبم داشت از حلقم می اومد بیرون

جدا اخر هیجان بود فقط قسمت جالبناکش این بود که سوالا عینه همونایی بود که بهم داده بود

فقط اینکه من هنگ کرده بودم هیشکدومو یادم نبود

هی استاد می اومد بالا سرم می گفت خاک بر سرت همین سوالا رو هم نخوندی و بالا می داد بنویسم

نوشتنم یادم رفته بود هی به استاد می گفتم نیا نزدیکم بابا ، تو میای نزدیکم من هنگ میکنم حالا مگه گوش میکرد

اخر اخرش این که یه ربع مونده به پایان وقت مخم اومد سرجاش و همه سوالا رو نوشتم

ولی چه روزی بود یه چی میگم یه چی میشنوید

دیگه جونم بگم واستون، وقتی مطمئن شدیم بیست میشیم دیگه جواب استاد جان را ندادیم

و فعلا دست به دعاییم که ترم بعد باهاش کلاس نداشته باشیم وگرنه بد تلافی میکنه سرمون

ولی همچنان من از هیجانش خوشم میاد

+ یکشنبه 1390/11/1617:56 ..... |
این حس قشنگ و مدیون تــــــو هستم

تـــــــو با منی و من از عشق تو مستم

عــــــاشــــــقققققققققققتــــم خدا جون(به سبکی که دختره تو فیلم سنتوری می گفتا)

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

وضعیت الان من ( تا حالا رقص کردی دیدید دخترا یه پارچه دست می گیرن بالا سرشون  تکون میدن بعد می چرخن یه همچین چیزایی ، ما هم بار اول عروسی پسر خاله دیدیم کلا قیافمون اینجوری بود می گفتیم اینا کین بابا) الان من دقیقا اینجوریم

تمومیددددددد امتحانام

پشت سر هم بودو نفس گیر ولی کلا خوش گذشت

یه عالمه اتفاقایه خوب و بد جور وار جور افتاد یه عالم حرف واست نوشتن دارم می اپم زود زود

+ شنبه 1390/11/159:48 ..... |
ســـــلام زندگی  

شدم عینه قبل ،اکتیو و پر انزژی و شــــــــاد

چرا معطلی بفرست اون صلوات قشنگه رو ♥ اللهم صل علی محمد و آل محمد ♥

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد

 

 

 

هدیه من به دوسجونیا ، دانلود البوم محسن قربانی با تو اروم آرومم  از دست ندید اینجـــــــا

هدیه نگین جونمم از این ساعت خوشملا هست که کنارش قابه،که گذاشتم تو کتابخونم ، فقط دفعه بعد یه عکس میگیرم با هم واسه قابش ، باسه؟!

+ چهارشنبه 1390/10/149:8 ..... |